رز گل مادر


کودک و خانواده

رزی و عشق به حیوانات و عشق به پرواز

فرشته کوچولوی مادر

این رزی خانوم ما عاشق پرنده و حیوانات است و این علاقه را  از پدرم و خاله لعبت به ارث برده وگرنه من و پدرش از هرچی پرنده و خزنده و غیره است بیزاریم. القصه بخاطر این علاقه مفرط پدر، واسه رزی خانوم یک جوجه مینا خرید و رزی خانوم با یک عشقی این جوجه را در دست می گیره و باهاش حرف می زته که تماشاییه. البته من دلم واسه پرنده می سوزه. چون هرقدر به رزی می گم باهاش نرم برخورد کن و فشارش نده. باز نمی تونم اطمینان حاصل کنم که رزی خانوم حرف گوش میده یا نه. بهرحال توی عکسی که در بالا ملاحظه می فرمایید به نظر نمی رسه که رزی خانوم به توصیه های من گوش کرده باشه و پرنده معذب میاد. این طور نیست؟

رزی خانوم از توی بازی ها هم عاشق بازی با حیوانات پلاستیکی است و دوتی واسش انواع و اقسام حیوانات را از اهلی، وحشی و دریایی تا دایناسور خریده. جوری که توی خونه راه که می روی مدام پایت روی یکی از این حیوانات پلاستیکی می ره و انقدر تعدادشان بالاست که اصلا قابل جمع کردن و کنترل نیست. همه جا اثری از آثارشان دیده میشه، آشپزخانه،‌ دستشویی، حمام، پارکینگ و خلاصه رزی خانوم در هر وضعیتی که باشه می بینید داره به جای حیوانات فوق صحبت می کنه و حیوانات هم توی داستانهای رزی خانوم یا دارند دنبال مادرشون می گردند یا دنبال پدرشون. خوبه رزی خانوم به عمرش گم نشده که انقدر از این داستانها سر هم می کنه.

راستی یادم رفت بگم که رزی خانوم عاشق پرواز هم هست. و بابایی از این قضیه خیلی نگرانه و مدام بهش می گه دخترم انسانها پرواز نمی کنند و رزی خانوم برای دقایقی گوش میده ولی کمی بعدی رزی را می بینی که رفته روی یک لبه ای تا بپره و یا پرواز کنه. و خدا آخر عاقبت ما را با این رزی پرنده بخیر کنه. آمین 

   + مامان رزی - ۸:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٩

بادبزن

رزی خانوم عاشق بادبزنه و هرجا ببینه با کولی بازی اونو مال خودش می کنه. هفته پیش دوتی و رزی خانوم رفته بودند حسینیه و خانوم خانومها اونجا دست کسی یک بادبزنه می بینه و میره جلو از طرف بادبزنش را طلب می کنه و وقتی با امتناع اون خانوم روبرو می شه می خوابه کف نمازخونه و شروع به گریه کردن الکی میکنه . گریه الکی رزی خانوم به این صورت است که یک چشمش بازه و یک چشمش بسته تا با چشم بازش ما را در نظر بگیره که کی تحت تأثیر گریه هایش به خواسته اش تن در میدهیم که اون هم نمایش گریه را به اتمام برسونه. القصه دوتی جان هم که طاقت گریه های رزی را چه راستکی (که معمولا کم پیش میاد) و چه الکی نداره می ره جلو و از صاحب بادبزن می خواد که بادبزن را با قیمتی بالاتر بهش بفروشه و خانومه هم با هزار ناز و ادا قبول می کنه و رزی خانوم هم خوشحال و راضی بادبزن به دست اومد خونه. و وقتی ازش پرسیدم کجا بودی و این چیه؟ گفت دوتی منو با تاسکی برد بازار از اذان این بادبزن رو واسم خرید. بله درست خوندید رزی خانوم به حسینیه، مسجد و امثالهم می گه اذان.

این هم یک عکس از چشمک زدن رزی خانوم. این پوزیشن صورت را داشته باشید بهش یک حالت گریه هم اضافه کنید. میشه گریه الکی

از اصطلاحات دیگر رزی خانوم:

جنگ ستارگان: جنگ سکانسکان

فقط: فبق

سنگک: سندک

   + مامان رزی - ۸:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٠

حرفهای عرفانی رزی خانوم

 

رزی خانوم دیروز سخت مشغول نقاشی کردن بود که یکدفعه گفت: بابا نور ما را به خدا هدایت می کنه.

من و بابایی داشتیم از تعجب شاخ درمیاوردیم از این حرف رزی خانوم با ناباوری پرسیدیم که این حرفو کی بهت گفته؟ رزی خانوم گفت هیچ کس، خودم گفتم. و دوباره مشغول نقاشی شد. و ما حیرت زده بهم نگاه کردیم.

آخه رزی خانومی که خیلی از حرفها را چپ اندر قیچی میگه و حتی به خودش زحمت نمی ده که درست چیزی را بشنوه تا درست تلفظ کنه. مثلا به جادوگر می گه جاگیدر و خیلی اصطلاحات غلط بانمک دیگه، برامون خیلی جای تعجب داره که انقدر قشنگ و بی غلط این جمله رو گفت.

دختر گلم تازگی ها خیلی عارف شده

   + مامان رزی - ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱٩

بچه ها مامانها، یک خبر خوب

همزمان با روز جهانی کودک، جشنواره نقاشی برگزار می شود

 

 به همت معاونت پژوهشی و مرکز مطالعات رشد و سلامت کودک جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی ایران و با همکاری شهرداری تهران، جشنواره نقاشی کودک با تفسیر روانشاسی برگزار می شود.

این جشنواره که به مناسبت روز جهانی کودک از تاریخ 14 مهرماه آغاز گردیده تا 18 مهرماه در خانه های اسباب بازی 22 منطقه شهرداری تهران ادامه خواهد داشت.

همچنین غرفه وی‍ژه ای در جشنواره کودک که در بوستان گفتگو برگزار می گردد به این امر اختصاص یافته است.

هدف از برگزاری این جشنواره بررسی و ارزیابی سلامت روان و شخصیت کودکان در سنین مختلف با توجه به منطقه محل سکونت و میزان بهره گیری از امکانات شهری مانند مهدکودک و خانه های اسباب بازی برای آموزش و بازی می باشد.

علاقه مندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 88517180 و 88519774 تماس حاصل نمایند.

   + مامان رزی - ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱٥

رزی در سفر

سلام به همه دوستای خوبم.

آرزو داشتم که وقت اینو داشتم که وبلاگ رزی خانوم را هر روز آپ می کردم تا خاطرات خوب رزی جون را هیچ وقت از یاد نبرم اما حیف که نمی تونم و ترسم از اینه که خیلیهاشو یادم بره. همین جور هم شده. خیلی حیفه که اکثر مادرها یادشون می ره که کوچولوهاشون چه شیرین زبانی هایی می کردند و چه اصطلاحات بانمکی به کار می بردند مثلا همین رزی خانوم چند روز پیش که پاچه شلوارش خیس شده بود اومد به بابایی گفت بابا ببین آستین شلوارم خیس شده. من که مرده بودم از خنده دخترم چقدر فسفر مغزش را سوزانده بود که به منظورش را به باباش برسونه

دوتی رزی خانوم را که خاطرتون هست؟ مامان خودم را می گم که رزی خانوم چون پدرم سودی صداش می کنه اون هم یک اسم اختراع کرده به نام دوتی. این دوتی خانوم چند روزی است که زانوش درد می کنه و باید بره فیزیوتراپی. چند بار هم رزی خانوم دوتی را همراهی کرده که تنها نباشه. حالا دیروز می گفت می خوام دوتی را ببرم پیزیوترافیک. بله درست خوندیداین رزی خانم ما کلمات را با دقت گوش نمی ده. یک چیزی می شنوه کمی هم خودش از دونسته هاش روش می ذاره می شه این آش شله قلمکاری که می بینید. یا به طور مثال به رنگین کمان می گه رنکین نمان.یا به نشسته می گه نسشه

من عادت دارم هر وقت که از سرکار به خونه می رم خونه رزی خانوم را این جوری صدا می کنم. عشق من کیه؟ رزی خانوم می گه من من. روح من کیه ؟ نفس من کیه؟ و رزی خانوم جواب می ده. چند روز پیش به نظرم رسید که از رزی خانوم بپرسم عشق یعنی چی؟ و بفهمم که اصلا مفهوم عشق را می فهمه؟ و ازش پرسیدم. می دونید رزی خانوم چی جواب داد؟ گفت یعنی همه آدمها! از این جواب فیلسوفانه اش کم مونده بود شاخ دربیارم.این هم قیافه من

رزی خانوم گاهی به ک می گه چ مثلا برای اینکه را میگه برای اینچه و ... یک روز به رزی گفتم بگو کوکو رزی گفت کوکو بگو کتاب رز گفت کتاب بعد گفتم رزی خانوم پس چرا گاهی به ک می گی چ تو که بلدی بگی که. رزی خانوم پشت چشمی نازک کرد و گفت قصه اش مفصله.

رزی خانوم غمگین توی راه پله نشسته بود که خاله لعبت ازش می پرسه چرا اینجا نشستی؟ رزی می گه آخه اشتهام کور شده. خاله متعجب می پرسه چرا؟ رزی می گه آخه آجی (دختر خاله لعبت)دعوام کرده. توجه می کنید رزی جون چقدر ماهرانه مسائل را بهم ربط می ده.

حالا می خوام توی این پست از مسافرت هایی که امسال رزی خانم رفت براتون بگم و عکس بذارم.

 رزی خانوم توی خرداد با اردوی محل کار مامانی و با پدر، دوتی،‌آجی آرتمیس، خاله لعبت و مامانی و بابایی رفت نمک آبرود و برای اولین بار سوار تله کابین شد. حالا عکس های اون سفر را برایتان میذارم

اینجا رزی خانوم را می بینید که از غفلت راننده استفاده کرده و رفته پشت رل نشسته،‌یا به قول خودش نسشته. راستی باید بگم رزی خانوم عاشق اتوبوس و قطار مترو است 

یک جا اتوبوس واسه نوشیدن چای و رفع خستگی توقف کرد و رزی خانوم رفته گل شقایق بچینه

در این عکس تازه به محوطه ویلا رسیده بودیم و رزی خانوم خیلی خوشحال بود

و اینجا رزی در کنار دریا

و حالا رزی خانوم در جنگل نمک آبرود

رزی خانوم در کنار دریا

رزی و بابای در محوطه تله کابین نمک آبرود

رزی خانوم عاشق اسب سواری است و بابایی هر شب واسه رزی خانوم به خوبی نقش اسب را ایفا می کنه. توی جنگل هم رزی تا چشمش به اسب افتاد فیلش یاد هندوستان کرد و یک ده دوری اسب سوار شد و وقتی که می خواستیم پیاده اش کنیم. گریه زاری کرد که بیا و ببین و من هم از اسب سواریش عکس انداختم هم از گریه های بعد از اسب سواری

و در پایان گریه رزی خانوم واسه خاطره دور صدم اسب سواری

 

   + مامان رزی - ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۸