باز هم نامه های رزی به خدا- رزی خانوم در نقش مجید جان

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته          تکیه داده ام ...

قبل از نوشتن این پست این شعر قشنگ را نوشتم هرچند که بی ربط است اما امروز که تولدمه این شعر را خواندم و خیلی به دلم نشست و گفتم اینجا توی خونه مجازی رزی خانوم بذارم. احساس کردم این شعر خیلی وصف الحال همسرم است، در ارتباط با فوت پدرش که در سال 1386 اتفاق افتاد و هنوز اون واقعه را باور نداره. خدا بیامرزدش من هم خیلی  دلتنگش هستم. رزی جون یکسال داشت و خاطره ای از بابابزرگش نداره اما من تا جایی که بتونم سعی می کنم خاطراتش را زنده نگه دارم و برای رزی حفظ کنم تا بعدها برایش تعریف کنم چه پدربزرگ خوبی داشت.خوب بریم سر اصل مطلب، یعنی نامه های رزی به خدا

شب موقع خواب:

رزی خانوم: مامانی خدا خوابه یا بیدار؟

مامانی: دخترم خدا همیشه بیداره.

رزی: چرا؟

مامانی: آخه می خواد از آدمها مواظبت کنه

رزی: من می خوام یه چیزی به خدا بگم

من: بگو عزیزم

رزی: خدای خوب لطفاً واسه ملیکا بزرگه (دخترعمه اش را می گه) یه خونه بزرگ بگیر

من خیلی تعجب کردم چون این روزها خواهر شوهر بزرگم در حال جابجایی است و دنبال خونه می گرده و رزی این موضوع را فهمیده و تو ذهنش مونده که از خدا بخواد و این توجهش به امورات و مشغله های بزرگترها خیلی برام جالبه.

رزی یک تکه کاغذ که روش خط های درهم برهم نوشته بود را بهم داد و گفت مامانی واسه خدا نامه نوشتم. من نامه را به خودش برگردوندم و گفتم لطفا خودت واسم بخون 

رزی نامه را گرفت و بلند بلند خوند:

خدای خوب و عزیز من، تو را خیلی دوست دارم

 خدای خوبم به بابا نونل (نوئل) بگو برایم شکلات بیاورد

خدای خوبم به بابا نونل بگو برایم عروسک نیاورد چون عروسک دارم.

خداجونم الان اینجا این بیرون (اشاره به پنجره رو به خیابان) چراغ روشن کن که همه جا روشن شه. (آخه رزی از شب و خوابیدن خوشش نمیاد و منظورش این بود که شب را به روز تبدیل کن).

و به خروس ها بگو بخونند. (منظور دخترکم تبدیل روز به شب بود.)

خدای عزیزم خیلی دوست دارم. خداحافظ
 

رزی سخت مشغول بازی با حیواناتش بود و داشت بهشون غذا می داد. من و بابایی هم داشتیم در مورد سلامتی و زندگی صحبت می کردیم که من به بابایی رزی گفتم من همیشه از خدا می خوام که منو سلامت نگه داره و دعای طول عمر برای خودم می کنم تا موقعی که رزی به من احتیاج داره. یکدفعه رزی گفت. مامان تو نباید بری پیش خدا! باید همین جا پیش من بمونی.

این هم قیافه متعجب من و بابایی از اینکه رزی خانوم چقدر وسط بازی حواسش به حرفهای من و بابایی است.

شب موقع خواب طبق معمول رزی داشت بازی درمیاورد. و بابایی رزی هی داشت باهاش کلنجار می رفت و متقاعدش می کرد که بخوابه. که من بهش گفتم بهش محل نذار. رزی هم که تا این حرف را شنید با عصبانیت در حالیکه دستش را به کمر زده بود گفت: گفتم محل مال منه! من و بابایی از خنده مرده بودیم چون رزی محل به معنای توجه را با محل به معنای جا و مکان اشتباه گرفته بود.

رزی از دیدن خنده ما عصبانی تر شد و می گفت به چی می خندید؟ بابایی گفت هیچی مامانی جوک  گفت خندیدم. رزی که کلمه جوک را هم نشنیده بود به جفتک ربط داد و گفت مامان جفتک ننداز. و دیگه قضیه شده بود همون قضیه مجید جان! و مثل این که ما باید اسم رزی را عوض کنیم و مجید بذاریم.

 

/ 14 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرتین خان

سلام من مامان آرتین خان هستم ببخش عزیزم که دیر بهت سر زدم خداییش اینترنتم خیلی کنده و حوصله ام نمگیریه بیام نت این رزی خانوم ما خیلی نازه خدا حفظش کنه فدای اون ادبیات عرفانیش ! یعنی آرتین من هم انقدری میشه و میتونه انقدر شیرین زبونی کنه از جای من یه ماچ ابدارش کن

مامان امیررضا

الهییییی من فدای نامه نوشتنت عزیزم . حالا دیگه نصف شبی سربسر بچه میزارید دیگه هان ؟ خداحفظش کنه دخملی نانازم رو [ماچ]

پونه

جانا چه دخملیه این کوچولو

سوری مامان عسل

سلام خانومي. مرسي از راهنمايي ات واسه آپلود عكس. رزي جونم رو ببوس كه اينهمه نكته بين هست [ماچ][بغل]

آزاده مامان دیانا

ای جان چه نامه هایی مینویسه این عزیز دلمون با اون دل پاک و مهربونش[بغل][ماچ] خیلی ریزبین و جالب کلمات رو جای هم بکار میبره[قلب][ماچ]

آرتین خان

سلام مامانی شما که هنوز آپ نکردی ما عکس جدید رزگلمون رو میخوایم ها

aji artemis

salam eshqe aji, khoobi? tavalodet kheyli khosh gozash aji. tamame mehmooni haye mamit mese mehmooniaye 12 baloot too bar bad raftasto too famil mese hamishe tako maroofe!!!!!!! toam sa"ay kon hatman mese mamanet beshi.[نیشخند] dooset daram azizam ye doooooooooooooonya.............[چشمک]

atemis

واااااااااااای چه قدر خندیدم خیلییی جالب بووووووود [نیشخند][قهقهه][قهقهه][بغل]