رزی و طرفداری از بابایی

رزی خانوم طرفدار سفت و سخت بابایی است و بابایی هم همین طور. جوری که در حضور هر کدام از طرفین من نمی تونم به اون یکی حرفی بزنم. دیشب به بابایی رزی داشتم می گفتم سرت درد می کنه برو استراحت کن. رزی خانوم دست به کمر به من می گه:

به بابایی من کاری نداشت

و من با تعجب داشتم رزی را نگاه می کردم و فکر می کردم که داره چی می گه؟ بعد بابایی ترجمه کرد: داره می گه به بابایی من کار نداشته باش

رزی یک اصطلاح بانمک دیگه داره و اون اینه که وقتی بخواد بگه چیزی بیخوده و به درد نخوره می گه مامانی، تو درد نمی خوره. چند روز پیش هم یه حرفی زد که خیلی خیلی عصبانی شده بودم و به خودم گرفتم . می دونید رزی خانوم بهم چی گفت؟

داشتم طبق معمول با هزار ترفند بهش غذا می دادم که از دستم فرار کرد و در حال فرار گفت: گنده بک بی ام کن. این هم قیافه من:عصبانی خصوصاً که این روزها توی رژیمم. حسابی تو فکر شدم که رزی حتماً من را چاق دیده که این را گفته. اما کمی بعد توی یکی از کارتونهای رزی دیدم که یک شخصیت کارتونی به دوستش گفت گنده بک. و من تازه اونجا کلی خیالم راحت شد و یک نفس راحت کشیدماز خود راضیکه نه بابا رزی به منظور بهم گنده بک نگفتلبخند

کلمات دیگر:

ولم کن: بی ام کن

افتاد: اوداش

چندی پیش هم که رزی خانوم رابرده بودم بازار، هر خواسته ای که داشت یک جدی میگم هم قبلش می ذاشت مثلاً مدام بهم می گفت مامانی جدی می گم برام بوتی بخر، مامانی جدی می گم واسم بخر. و من خیلی تعجب می کردم که دخترم چقدر بزرگ شده و می خواد جدی بگیریمش و به همه خواسته هایش گوش کردم. اما وقتی به خونه رسیدیم و رزی طبق معمول رفت پای تلوزیون و دی وی دی اختصاصی اش فهمیدم که توی یکی از کارتونهایش مدام شخصیت اول می گه جدی می گم و رزی خانوم هم از اون یاد گرفته و شاید درست هم معنی اش را ندونه اما به نفعش شد. من از ذوق جدی می گم هایش هرچی خواست واسش خریدم.متفکر

در پایان هم می خوام چند تا عکس از رزی خانوم بذارم که تازگی ازش انداختم. رزی خانوم توی این عکس ها لباسی را که عمه زری عزیز (مامانی اش) واسش خریده پوشیده و من از اینجا از عمه جون تشکر می کنم. چون رزی خانوم با این لباس واقعاً مثل گل رز شده

 

/ 18 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

راستی تو کدبانو انقدر ازم تعریف کردی که ذوق مرگ شدم[خجالت][خجالت][خجالت][خجالت][خجالت] شوشوم هم که به قول خودش موش ازمایشگاهی منه[زبان]

مرجان

منم یه گل پسر دارم..خوشحال میشم یه سری هم اونجا بزنی[بغل] http://www.marjangoli.blogfa.com/

مرجان

میبینم که ارشام اینجا هم هست؟[ابرو]...بلا گرفته مثل زبل خان همه جا هست[زبان]

مرجان

برام خیلی جالب بود که رزی جونم انقدر توپ دوست داره[چشمک]باید بیاد پیش پسر من.اونم کلکسیون توپ داره[رویا]

مرجان

[قلب]راستی هروقت سالاد اولویرو درست کردی لطفا عکسشو برام بفرست تا بذارمش تو البوم کدبانو[قلب]

آرام تنها

سلام.خيلي متين ،دلنشين وزيبا بود.چقدرقشنگ ونازشده.خالق هستي نگهدار اين دخترمهربون باشه. بغض واشك شوق وحسرت خودم رو بدرقه وبلاگ صميمي وناب شما ميكنم. باقلبي شكسته وندايي محزون ولي اميدوار به فردايي پرتلالو و تابناك،سكوت اختيار ميكنم و نظاره گر چرخ گردونم. بدرود

سوری مامان عسل

سلام خانومی. خیلی خوبه که تونستی و مشکل عکس گذاشتنت برطرف شد راستش منم خیلی مبتدی بهم یاد دادن در مورد وبلاگ و عکس و اینا. اما خودم با علاقه خیلی چیزها رو یاد گرفتم و الان اون کسی که وبلاگ عسل رو واسم باز کرد تعجب می کنم که چقدر حرفه ای قالب و اینا رو عوض می کنم. ببوس این دخمل مثل ماه رو از طرفم[ماچ][بغل]

آرشام

سلاممممممممم آجی هنرمندم حالتون خوبه...رزگل نازنینم چه طور بید[قلب] ملت منتظر عکس های جدید رز گل جون بیدند... بازم منتظر اون عکس های ناب و بی نظیرتون هستیم[قلب]

گلناز

سلام من از وب روژین جون سر از اینجا در آوردم آخه منم عاشق عکس و عکاسی هستم البته بعد از بچه ها اونم از نوع دخترونه اش بیشتر! دختر ناز شما که جای خود داره خوشحال میشم بتونم بیشتر ازتون عکس ببینم یا بتونم یاد بگیرم تابتونم عکسهای بهتری از دخترهام داشته باشم.مرسی بازم میام اینجا

مرجان

[قلب][قلب]سلام خانمی... رز گل جیگرم چطوره؟؟قربونش برم من[بغل]