رزی و دوتی صورتی

رزی جون خیلی دیر به حرف افتاد و وقتی که هنوز خیلی از کلمات و جمله ها را درست ادا نمی کرد دیدیم به مادر بزرگ پدریش می گه نینا و من دوست داشتم که مامان خودم را هم به یک اسمی صدا کنه و کمی بعد دیدم مادربزرگ مادریش را دوتی صدا کرد. اول نفهمیدم چرا این اسم را گذاشته اما بعد کشف کردم چون پدرم، مامانم را سودی صدا می کنه رزی خانم هم سودی را مطابق میل خودش عوض کرده و دوتی گذاشته و خلاصه این دوتی را هم خیلی خوشگل ادا می کنه. حالا بریم سر ماجرای دوتی خریدنی:

دیروز من تصمیم گرفتم اون سؤال تکراری را که همه مامان ها از بچه هایشان می پرسند که آیا برادر یا خواهر می خواهی واست بخرم را بپرسم البته به هیچ وجه قصد دوباره بچه دار شدن را ندارم اما دوست داشتم این سؤال را از رزی بکنم و ببینم نظرش چیه

من: رزی جونم

رزی: بله

می خوای واست یه داداش بخرم

رزی: آره

من: آبجی چی؟ آبجی می خوای بخرم؟

رزی با خوشحالی: آره

کمی بعد ... رزی در حالیکه سخت در فکر رفته بود

رزی:مامانی

من: بله

رزی با صدایی کش دار که می خواست خودش را واسم لوس بکنه و خواستش را انجام بدم: می شه واسم یه دوتی صورتی بخری

من:متفکر

/ 1 نظر / 22 بازدید
فرزانه محمدپور باقری

سلام مامان خانوم رزی خیلی جالب بود، اینکه رزی در مورد خواهر و برادر خریدنی که ازش پرسیدین چه فکری می کنه جالبه، حتماً فکر کرده مثل عروسک براش می خرید [[لبخند]] هزار ماشاالله چه دختر ناز با نمکی دارید خدا براتون حفظش کنه