رزی در سفر

سلام به همه دوستای خوبم.

آرزو داشتم که وقت اینو داشتم که وبلاگ رزی خانوم را هر روز آپ می کردم تا خاطرات خوب رزی جون را هیچ وقت از یاد نبرم اما حیف که نمی تونم و ترسم از اینه که خیلیهاشو یادم بره. همین جور هم شده. خیلی حیفه که اکثر مادرها یادشون می ره که کوچولوهاشون چه شیرین زبانی هایی می کردند و چه اصطلاحات بانمکی به کار می بردند مثلا همین رزی خانوم چند روز پیش که پاچه شلوارش خیس شده بود اومد به بابایی گفت بابا ببین آستین شلوارم خیس شده. من که مرده بودم از خنده دخترم چقدر فسفر مغزش را سوزانده بود که به منظورش را به باباش برسونه

دوتی رزی خانوم را که خاطرتون هست؟ مامان خودم را می گم که رزی خانوم چون پدرم سودی صداش می کنه اون هم یک اسم اختراع کرده به نام دوتی. این دوتی خانوم چند روزی است که زانوش درد می کنه و باید بره فیزیوتراپی. چند بار هم رزی خانوم دوتی را همراهی کرده که تنها نباشه. حالا دیروز می گفت می خوام دوتی را ببرم پیزیوترافیک. بله درست خوندیداین رزی خانم ما کلمات را با دقت گوش نمی ده. یک چیزی می شنوه کمی هم خودش از دونسته هاش روش می ذاره می شه این آش شله قلمکاری که می بینید. یا به طور مثال به رنگین کمان می گه رنکین نمان.یا به نشسته می گه نسشه

من عادت دارم هر وقت که از سرکار به خونه می رم خونه رزی خانوم را این جوری صدا می کنم. عشق من کیه؟ رزی خانوم می گه من من. روح من کیه ؟ نفس من کیه؟ و رزی خانوم جواب می ده. چند روز پیش به نظرم رسید که از رزی خانوم بپرسم عشق یعنی چی؟ و بفهمم که اصلا مفهوم عشق را می فهمه؟ و ازش پرسیدم. می دونید رزی خانوم چی جواب داد؟ گفت یعنی همه آدمها! از این جواب فیلسوفانه اش کم مونده بود شاخ دربیارم.این هم قیافه من

رزی خانوم گاهی به ک می گه چ مثلا برای اینکه را میگه برای اینچه و ... یک روز به رزی گفتم بگو کوکو رزی گفت کوکو بگو کتاب رز گفت کتاب بعد گفتم رزی خانوم پس چرا گاهی به ک می گی چ تو که بلدی بگی که. رزی خانوم پشت چشمی نازک کرد و گفت قصه اش مفصله.

رزی خانوم غمگین توی راه پله نشسته بود که خاله لعبت ازش می پرسه چرا اینجا نشستی؟ رزی می گه آخه اشتهام کور شده. خاله متعجب می پرسه چرا؟ رزی می گه آخه آجی (دختر خاله لعبت)دعوام کرده. توجه می کنید رزی جون چقدر ماهرانه مسائل را بهم ربط می ده.

حالا می خوام توی این پست از مسافرت هایی که امسال رزی خانم رفت براتون بگم و عکس بذارم.

 رزی خانوم توی خرداد با اردوی محل کار مامانی و با پدر، دوتی،‌آجی آرتمیس، خاله لعبت و مامانی و بابایی رفت نمک آبرود و برای اولین بار سوار تله کابین شد. حالا عکس های اون سفر را برایتان میذارم

اینجا رزی خانوم را می بینید که از غفلت راننده استفاده کرده و رفته پشت رل نشسته،‌یا به قول خودش نسشته. راستی باید بگم رزی خانوم عاشق اتوبوس و قطار مترو است 

یک جا اتوبوس واسه نوشیدن چای و رفع خستگی توقف کرد و رزی خانوم رفته گل شقایق بچینه

در این عکس تازه به محوطه ویلا رسیده بودیم و رزی خانوم خیلی خوشحال بود

و اینجا رزی در کنار دریا

و حالا رزی خانوم در جنگل نمک آبرود

رزی خانوم در کنار دریا

رزی و بابای در محوطه تله کابین نمک آبرود

رزی خانوم عاشق اسب سواری است و بابایی هر شب واسه رزی خانوم به خوبی نقش اسب را ایفا می کنه. توی جنگل هم رزی تا چشمش به اسب افتاد فیلش یاد هندوستان کرد و یک ده دوری اسب سوار شد و وقتی که می خواستیم پیاده اش کنیم. گریه زاری کرد که بیا و ببین و من هم از اسب سواریش عکس انداختم هم از گریه های بعد از اسب سواری

و در پایان گریه رزی خانوم واسه خاطره دور صدم اسب سواری

 

/ 11 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده مامان دیانا

واقعا وقتی بچ ها کلکات رو پس و پیش میگن و جور دیگه تلفظ میکنن خیلی شیرینتر میشن و خواستنی. تعبیرش در مورد عشق خیلی تامل برانگیز بود. قربون اون ذهن خلاقش[ماچ] عکسهای سفرتون هم با وجود رز گلی زیبا بود. همیشه به سفر و تفریح[لبخند]

پونه

چه جیگری شده این دخملی

سپیده عمه آریانا

سلام جیگر رزی خانوم خوشگل رو برم با عکسهای خوشگلش . 1000 ماشاله روز به روز خانومتر و عسل تر میشه . مامانی مهربون لطفا براش اسپند دود کن . قربونش برم با اون شیرین زبونیهاش . بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس[ماچ][قلب][بغل][گل]

مامان امیررضا

وایییی چقدر خوشحال شدم آپیدی . من همیشه میومدم ببینم آپ کردی یانه ؟ پس چرا قبلیه رو ندیبدم هان ؟[سوال] بهر حال ماشالله دخملی حسسسسسابی شیرین زبون شده و مزه اش به همین اشتباه گفتن هاشونه و به قول خودش که قصه اش مفصله [چشمک] خدا حفظش کنه .شما هم بیشتر از دخملی بنویس تا خاطراتش ثبت شه گلم

مامان ستایش

سلام عزیزم مامانی خیلی باسلیقه هستی [ماچ] کلی از دیدن عکسهای رزی جون کیف کردم . انشاا..همیشه به سفر و گردش و شادی . خوشگل خانم رو ببوسین [ماچ][قلب]

عرفان

سلام به رز کوچولو و مامان مهربونش ..... ممنون از لطفتون من هم برای شما ارزوی توفیق و موفقیت در تمام مراحل زندگی میکنم من هم رز کوچولو رو لینک کردم امیدوارم دوستای خوبی باشیم ::. مهرسا کوچولو .::

عرفان

[ماچ][دلشکسته][قلب][تماس]

فرناز

سلام بر رزی خانوم و مامانش خيلي خيلي از عكس هايي كه از رزي خانوم ميگيريد لذت مي برم. واقعاً كه حرفه اي عكس مي گيريد. ميشه لطفاً بگيد دوره عكاسي حرفه اي رو كجا ديديد؟ واقعاً آفرين. خوش به حال رزي خانوم كه همچين مادري داره كه لحظات زيباي زندگيش رو ثبت مي كنه. هزارماشاا.. دختر خيلي نازي داريد. خدا حفظش كنه براتون [قلب]