یک لوکیشن قشنگ واسه عکاسی از کودک

سلام به همه دوستان خوبم.

امروز می خوام یک لوکیشن خوشگل واسه عکاسی از بچه های گلتون معرفی کنم.

چند روز پیش اتفاقی داشتیم از اتوبان بابایی می گذشتیم دیدیم اتوبان روبروی پارک جنگلی شیان،گلگاری های خیلی قشنگی داره و بوته های گل نسترنش خیلی پر و قشتگه تصمیم گرفتم در اولین فرصت رزی گلی رو بیارم میون گلها ازش عکس بندازم. خیلی فضای خوشگلیه و جون می ده واسه عکاسی. و تونستم عکس های خیلی خوبی از رزی خانوم که به سختی حاضر می شه ازش عکس بندازی و کلی ادا و اطوار داره بندازم.

علت همکاری اش هم از این قرار بود که:

روز 5 شنبه ای تا از رزی خانوم غافل شدم دیدم بی سرو صدا داره پشت مبل بازی می کنه رفتم بهش سر زدم دیدم که ای دل غافل با مداد شمعی های دختر خواهرم که بهش می گه آجی آرتمیس روی پارچه پشت مبل کلی خط های قرمز و زرد کشیده. انقدر عصبانی شدم که حد نداره چون درست یک هفته پیش همین خط ها را روی دیوار کشیده بود و من با کلی صحبت و ناز و نوازش ازش خواسته بودم دیگه این کار را نکنه و رزی خانوم بهم قول داده بود. اما حالا زده بود زیر قولش و وقتی خواستم رنگ ها را پاک کنم خیلی گند کاری شد. من هم کلی با رزی دعوا کردم. رزی خانوم هم که مغرور اصلاً گریه نکرد اما داشت از بغض می ترکید، خصوصاً که بهش گفته بودم من دیگه مامانت نیستم. و رزی خانوم من را صدا کرد توی اتاق که می خوای باهم آشتی کنیم؟ البته دقت کردید، رزی خانوم عادت داره هر کاری را که دوست داره انجام بده فعلش را اشتباهی می گه و ربطش می ده به طرف مقابل مثل مواقعی که می خواد بیاد با ما بیرون و میگه می خوای باهات بیام خیابون. یعنی منت هم سر آدم می ذاره. خلاصه من را کشید توی اتاق که مثلاً آشتی کنیم. اما من کمی بهش سخت گرفتم و گفتم آشتی نمی کنم و دیگه برائم هم بی برائم (برائم اسم یک کانال تلوزیونی قطر است که 24 ساعته برنامه کودک پخش می کنه) رزی خانوم هم با بغض می گفت دیگه قول می دم خط نکشم و چون خیلی بغض داشت فعلها را قاطی کرده بود و می گفت دیگه قول می دی خط نکشی و دیگه قول می دم قرمز نکشم، آبی نکشم، سبز نکشم و ... خلاصه همه رنگ های مداد رنگی را می گفت که دیگه دلم سوخت و باهاش آشتی کردم و رزی خانوم واسه اینکه دلم را بدست بیاره میون گریه و بغض گفت ازاجه می دم ازم عسک بگیری. خلاصه عکس های اون روز حاصل اون خرابکاری رزی خانوم بود. اما من از نتیجه راضیمچشمک

در پایان این هم عکس رزی و بابایی ماچ

/ 26 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلناز

اوه عالیه ولی معلومه بچم شاد نیست... فهمیدی دوربینم خیلی خرابه.. از دوربین ساسا هم خوشم نمیاد سونیه!! سونی رو چه به دوربین عکاسی ساختن.... دیشب قرار گذاشتیم بریم پایتخت کانون یا نیکون بخریم. اما امروز یه چیزی پیش اومد باید اونو بگیریم پس فعلا با همون لپقی بایست کنار بیام. اشکالش اینه که مدتی بود کامپیوتر ویروسی بود میزد رمهاشو ویروسی می کرد. هی چند تا خراب کرد و حالام که کامی مشکل نداره این دست بردار نیست بد عادت شده هی یا میگه فرمتم کن یا خودش زحمت می کشه عکسها رو دیلیت میکنه .. ازش داره بدم میاد. میگی راهی داره یا ارزش درست کردن داره بدم به نمایندگیش؟؟؟؟

شادی

سلام عزیزم[لبخند]اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم چه فرشته کوچولوی نازی دارید[گل] خدا براتون حفظش کنه. عکس ها واقعا قشنگ و بی نظیر بود [چشمک] من هم 2 تا دختر دارم[لبخند] خوشحال میشم به ما هم سر بزنید[قلب] می بوسمتون[ماچ]

مامان امیررضا

علي جان مي آيي و کائنات به تو سلام مي کند. عطر آرام تو که از افق لبريز مي شود، جهان در دامنه زلال روح تو به نماز مي ايستد. آفتاب در پيشاني تو شدت مي گيرد. تمام ميوه هاي درختان شاداب مي شوند و برگ هاي سبز براي تو شعر مي خوانند. گل هاي سرخ از لبخندهاي بي مضايقه تو جان مي گيرند و همه رودها، به شوق عطر تو به دريا مي ريزند. همه موج ها از تو ياد گرفته اند که هيچ گاه از رفتن باز نمانند. پيش از آنکه بيايي، ابرها نام زلالت را بر همه باريده بودند. همه نام تو را مي دانند. همه تو را مي شناسند. تو شبيه ترين غنچه ها به بهاري، تو شبيه ترين شکوفه هاي ازل به پيامبري صلي الله عليه و آله . همه عطر تو را مي شناسند؛ نارنج ها، ابرها، بادها و گنجشک ها. نام تو در خون همه گلبرگ هاي زيبا جريان دارد. همه عطرها از مهرباني تو سرچشمه مي گيرند. تمام ارديبهشت ها از آغوش گرامي تو جان مي گيرند. بهشت، بهانه اي ست براي ديدن تو. بي تو، بهار توهمي بزرگ است که به کويرهاي بي پايان ختم مي شود. تو مسافر تمام قلب هايي هستي که پرنده ها را دوست دارند. ماه از گريبان گرامي تو آغاز مي شود و روز در پيراهن تو تکثير مي شود. با تو مي توان خورشيد را به کوچک ت

ارغوان و کوچولوها

سلام اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم[لبخند]چه دختر نازی دارین[قلب]دوست داشتید پیش ما هم بیاید خوشحال میشیم[لبخند] ببوسید رز عزیز رو[ماچ]

آرشام

سلام آجی جون.... خبری ازتون نیست .. ایشاا.. که هر جا هستین سلامت و برقرار بشین... آجی جون رسما به بازی بیست سوالی آرشامی دعوت شده بیدین....[قلب]

چه بابای خوشتیپی..